×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


خبرهای ویژه

» چهره ها » حال بد والیبال به روایت دو ملی پوش سابق

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۶/۲۲ - ۱۱:۰۴

 کد خبر: 397622
 4 بازدید

حال بد والیبال به روایت دو ملی پوش سابق

روزنامه تماشاگران امروز: بهنام محمودی و علیرضا نادی؛ دو دوست قدیمی در تیم ملی والیبال. شاید حالا یکی از آنها منتقد باشد و دیگری موافق. با این حال کنار هم نشستن آنها و صحبت درباره والیبال شنیدنی است و خواندنی. البته در طول مصاحبه شرایطی هم پیش آمد که محمودی و نادی همسو با هم شوند و در یک جبهه درباره شرایط والیبال حفر بزنند؛ آنجا که یک جورهایی حرف جفت شان به اینجا ختم شد که «نمی شود گفت که همیشه همه چیز گل و بلبل است. همیشه همه چیز کامل نیست و همیشه ما آدم خوب داستان نیستیم.»
محمودی و نادی از روزهایی گفتند که پابرهنه بودند اما هرگز به خودشان اجازه ندادند توی روی بزرگترشان بایستند. آنها نسل متفاوتی بودند که رویاهایشان پوشیدن پیراهن تیم ملی بود و عرق ریختن برای ایران. نسلی بودند که خیلی هایشان حتی دیگر اسمی از والیبال نمی آوردند و شاید مثل نادی و محمودی حتی حوصله این را هم ندارند که از شرایط این روزهای والیبال انتقاد کنند.
 
 
علیرضا، از اینجا شروع می کنیم که در شرایط فعلی به تو لقب منتقد والیبال می دهند. بدون شک این به دلیل انتقادهای زیادی است که در چند وقت اخیر کرده ای.

بالاخره باید یک نفر حرف بزند و ما نمی توانیم همیشه بگوییم که همه چیز گل و بلبل است. من مخالف والیبال نیستم. من یک صحبت کلی کردم و گفتم لیک جهانی آخر را که گذراندیم، بازیکن آسیب دیده را در لیست قرار دادیم و احتمال ندادیم که وسط کار بازیکن اصلی، تیم را لنگ می گذارد. با صحبت پیراهن درآوردن در تمرین تیم ملی که تا حالا سابقه نداشته که کسی لباسش را در تمرین دربیاورد. پرچم ایران، پرچم کشورت را که بر تن داری! ما پابرهنه هم برای تیم ملی تمرین کردیم ولی پیراهن درآوردن نه.
این کارها، کارهای قشنگی نیست. من این صحبت ها را کردم حالا یکسری جوانان کم سن و سال که اصلا ما را یادشان نیست، میآیند و حمله می کنند. برای من مهم نیست. آنها که حمله می کنند اصلا ورزش را بلد نیستند و نمی دانند.

آقای محمود فکر می کنید چه می شود که هر نقدی با هجمه رو به رو می شود. دو، سه سال است که می گوییم قطار دارد از ریل خارج می شود. الان به نقطه بحران رسیده ایم یا هنوز می توان این طوری ادامه دارد.


بهنام: ببینید! از صحبت هایی که آقای نادی کرد، ممنونم ولی بعضی از صحبت ها باید درون خانواده زده شود. واقعیت این است که وقتی من با مادر و خواهرم مشکل دارم هیچ موقع بیرون مصاحبه نمی کنم و اول داخل خانواده حلش می کنم. یکسری از کارشناسانی که کارشناس نما هستند، نقدهایی می کنند که واقعا مخرب است یا یکسری از بازیکنان رفتارهایی می کنند که اصلا در شان و شخصیت یک ورزشکار و یک بازیکن حرفه ای نیست. ما کجای کارمان درست است که این درست باشد؟
 
حال بد والیبال به روایت دو ملی پوش سابق

اوضاع فعلی خیلی حادتر از این حرف هاست. همین چند وقت پیش یکی از بازیکنان با افتخار مصاحبه کرده و گفته بود که می خواسته در گوش ولاسکو بزند!


کی؟

همین اواخر قرا مصاحبه کرده و گفته بود که می خواسته در گوش ولاسکو که کنار زمین حرف می زده بزند اما چرا باید اجازه داشته باشد که چنین حرفی بزند؟


بهنام: به نظر شما وقتی آقای ولاسکو مربی بود قرا می توانست این حرف را بزند؟

خب نه دیگر. دقیقا موضوع همین است.


بهنام: پس همیشه این طور بوده. کسی که پشت سر آدم ها صحبت می کند بگذار بگوید. اما کسی که می تواند رودررو صحبت کند، مهم است. من یک چیزی بگویم، عادل از دوستان من است و حتی من جزو کسانی هستم که دوست دارم عادل برگردد و وساطت می کنم که او برگردد. حتی اگر شده برای یک اردو چون معتقدم این روش کنار گذاشتن اشتباه است. چون در افکار عمومی ذهنیت بدی ایجاد می شود. پیراهن درآوردنش کاملا اشتباه بود. بهترین کار هم آقای کولاکویچ کرد. من هم بودم هم او را و هم کسی که بانی شده را خط می زدم. علیرضا ما سر تمرین چقدر با هم بگومگو کردیم؟ علیرضا می گفت که بابا بهنام بده دیگر اما من می گفتم که دفاع نکن اما این یک بحث خانوادگی است. ورزشکاران ملی بازتاب بزرگی دارند.
 
حال بد والیبال به روایت دو ملی پوش سابق

به نظر می رسد که اینها یک بغض است که باید ریشه یابی شود. آنقدر که به چند نفر در تیم ملی خارج از عرف امتیاز داده اند برای بقیه بغض شده است.


علیرضا: من با بهنام هم تیمی بودم و او سه، چهار سالی از من بزرگتر است. ما دعوا و جر و بحث داشتیم. بهنام بارها از من گله کرد که چرا حمایت نکرده ام؟ به صورت خیلی جدی اما من چرا ناراحت نشدم چون مربی ای که بالای سر تیم بود هیچ وقت بین من و بهنام فرق نمی گذاشت اما نمی شود که در تیم را بست. ما بازیکن داریم که به تیم ملی اضافه شود. ولی چرا درش بسته شده؟ چرا وقتی بازیکنان با هم جر و بحث می کنند، یک نفر محکوم می شود؟ آن بازیکن سرش را پایین می اندازد و راست راست راه می رود و هیچ کس هم به او هیچ چیز نمی گوید. این درست نیست.

تازه این یکی باید از آن شخص خاص هم عذرخواهی کند.


علیرضا: اگر ما می گوییم بازیکنان سربازند و همه مثل هم اند، پس باید همه مثل هم باشند. تیم ملی همه یکرنگ می پوشند. مگر در بازی یک نفر رنگ دیگری می پوشد؟ مگر خونش رنگین ترا ست؟

بهنام: مگر اینجا لات خانه است؟ اگر عادل غلامی اشتباه می کند خودش به اشتباهش پی می برد و عذرخواهی می کند. ولی خط می خورد. من را هم این طوری کنار گذاشتند. بنده به جد مخالفم که اصلا بازیکن سالاری شود. موسوی هم حتما باید خط می خورد. من اگر بودم حتما این کار را می کردم. اگر سعید معروف، شهرام محمودی، سید محمد موسوی، فرهاد قائمی و غفور این کار را می کردند هم باید همین برخورد با آنها می شد. البته خدا نکند که این کار را بکنند چون اصلا حرمت والیبال از بین می رود.

بحث دیگری که وجود دارد به پول ارتباط پیدا می کند و…


علیرضا: من بازیکنی بودم که در تیم ملی هیچ موقع زیر و رو نکشیدم. بهنام هم همین طور. ما واقعا خالصانه کار کردیم. البته منظورم این نیست که اینها این طوری نیستند ولی یکسری مسائل هست. به نظرم چون پول در والیبال زیاد شده در حالی که آن موقع اینقدر نبود.

مگر شما از تیم ملی پولی گرفتید؟


بهنام: بحث ما اصلا الان پول نیست. اتفاقا من برعکس اعتقاد شما را دارم و می گویم به جای اینکه سعید معروف یک و نیم میلیارد بگیرد باید سه میلیارد بگیرد ولی….
 
حال بد والیبال به روایت دو ملی پوش سابق

ولی آنجایی که معاون رییس جمهور را خفت می کند و می گوید پول نداده اید و حق ندارید در رختکن بیایید!


بهنام: من به جای معاون رییس جمهور باشم، فردای آن روز رییس فدراسیون را عوض می کنم.

نکته ای که وجود دارد این است که الان آنجایی هستیم که دیگر باید بگوییم چه باید بکنیم. یک فدراسیونی داریم که مدیرش از نظر نتیجه گرایی  به حدی موفق بوده که یک سمت بالایی دارد. فکر می کنید در انتخابات آینده باید چه تغییراتی انجام شود؟


بهنام: معتقدم اولا حتما باید بدنه فدراسیون از والیبالی های خوب که قابل قبول  جامعه و مورد تایید مردم و جامعه ورزش هستند باشند. برای بحث ریاست فدراسیون هم یکسری قوانین گذاشته اند که این قوانین قابل احترام است. آیین نامه انتخابات است که به آن هم احترام می گذاریم و به عنوان معاون وزیر به کل فدراسیون ها ابلاغ کرده است اما باید در این میان یکسری موارد را در نظر بگیریم. این مسئله شامل علی دایی هم نمی شود. یعنی علی دایی نمی خواهد.

اگر بخواهد هم نمی تواند.


بهنام: ببینید بحث نمی تواند یا نمی خواهد نیست.

اصلا علی دایی نه، مهدی مهدوی کیا، بهنام محمودی، علی پروین، اصلا لیونل مسی هم بخواهد در اینجا کاندیدا بشود، نمی تواند که قانونا اشتباه است.


بهنام: بالاخره قانون، همه جا برای هم فصل الخطاب است.

اما این قانون نیست، آیین نامه اجرایی است.


بهنام: ما چطور برای کلاس های مربیگری برای سمت هایی که می خواهیم در فدراسیون یا سازمان بدهیم میگوییم مثال جانبازی یک آیتم بالا می رود. ۵ سال مستدام در تیمی ملی بودن یک آیتم بالا می رود. مگر می شود یک ورزشکار ۱۵ سال بازیکن تیم ملی بوده، تحصیلات عالی داشته باشد اما نتواند شرکت کند؟
 
حال بد والیبال به روایت دو ملی پوش سابق

اصلا رای از مردم گرفته و عضو شورای شهر شده.


بهنام: مثلا آیا علیرضا دبیر نمی تواند بشود؟ مگر می شود؟ او اصلا جزو خانواده کشتی است و تحصیلات آکادمیک و تجربه دارد. پس یک کاری کنیم، پس یکی از آیین نامه ها برای انتخاب مدیران ورزش باید این باشد که حتما ۵ سال بازیکن تیم ملی بوده باشد.

علیرضا: من دوست دارم کسی باشد که دستش باز باشد. آدمی باید باشد که بتواند ارتباط برقرار کند و بودجه بیاورد.


برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.


دسته بندی : چهره ها
ارسال دیدگاه

تبلیغات