وب سایت بدونیم: رئیس ها کسانی هستند که زندگی و شغل کارمند را کف دستشان نگه می دارند. اگر یک رئیس مهربان و با درک دارید پس خوش به حالتان اما وای به حال آن هایی که یک رئیس سخت گیر دارند.

گذشته از تمام این ها چیزهایی هستند که همه رئیس ها دوست ندارند از شما بشنوند. در این جا به چند مورد از آن ها اشاره کرده ام که باید تا جایی که می توانید از آن ها دوری کنید.

چیزهایی که یک رئیس نمی خواهد از شما بشنود

مشکل دارم

رئیس به حلال مشکلات علاقه دارند چون باعث می شوند بار زیادی از کارها کم شود نه این که بیشتر شود. رو به رو شدن با مشکلات در زندگی امری طبیعی است اما حل آن وظیفه خود شماست. قبل از این که سراغ رئیس بروید ابتدا راه حل هایی که فکر می کنید موثر باشند را امتحان کنید. با این کار از آن ها می خواهید فقط راهنمایی تان کنند نه این که کار شما را انجام دهند.

سعی می کنم

فقط سعی کردن هیچ کاربردی ندارد شما باید انجامش دهید. به رئیس خود نگویید که سعی خواهم کرد چون در این صورت از نظر رئیس کارمندی تنبلی می رسید که تعهد چندانی به کارهایش ندارد. شاید کاری هست که هیچوقت نمی توانید انجام دهید اما باید به رئیس اجازه دهید که از پیش این موضوع را بداند نه این که لحظه آخر به او بگویید فرصت نکردید انجامش دهید.

تقصیر من نبود

هیچ کس دوست ندارد مقصر باشد اما رئیس شما از این که تقصیر را به گردن دیگران می اندازید متنفر است. مسئولیت پذیر باشید حتی اگر مشکل از شما نبوده است. در مورد اشتباهی که اتفاق افتاده صحبت کنید، به او اطمینان دهید که آن را حل خواهید کرد و دوباره چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

من مطمئن نیستم

رئیس اطمینان دارد که بعضی کارها را به خوبی می توانید انجام دهید. پس گفتن نمی دانم یا مطمئن نیستم نشان می دهد که اطلاعات چندانی ندارید. مطمئنا کسی از شما انتظار ندارد که همه چیز را بدانید اما بهتر است بگویید فکر می کنم این درست باشه یا اجازه بدید برای اطمینان کمی بیشتر تحقیق کنم.

وقت ندارم

برای بعضی از کارها باید وقت بگذارید مثلا زودتر سر کار بیایید یا کمی بیشتر بمانید. بعضی چیزها جزء لاینفک کار هستند. اگر فقط در ساعاتی که قرارداد بسته اید کار کنید نه بیشتر نشان می دهید که هیچ اهمیتی به سازمان نمی دهید. البته نیازی نیست هر روز تا آخر وقت سر کار بمانید اما گهگاهی لازم است که این کار را انجام دهید.