به‌ تدریج که کودک دو ساله استقلال بیشتری کسب می‌کند، روابط او با والدینش تغییر می‌کند. این تغییرات بر اساس یک الگو یا برنامۀ زمانی پیش‌بینی‌شده، انجام نمی‌گیرد. این تغییرات، نتیجۀ تلاش کودک شما برای درک تفاوت‌هایی است که با شما دارد.

فرزند شما در طول این سال، بخش عمده‌ای از انرژی خود را صرف می‌کند که بفهمد چگونه خودش بشود. او در بسیاری از اوقات، با تقلید از کارهای شما، بزرگ بودن مانند والدینش را تجربه می‌کند: او لباس‌های شما را بر تن خود امتحان می‌کند، در خانه کار می‌کند، با لحن شما صحبت می‌کند، یا در بازی‌های خیالی خود با همبازی‌هایش نقش والد را بازی می‌کند. ممکن است شما را مانند سایه دنبال کند و بخواهد در همۀ کارهایی که انجام می‌دهید دخالت کند.

هنگامی‌که کودک تلاش می‌کند بفهمد چه کسی می‌خواهد باشد، گاهی یکی از والدین را به‌شدت به والد دیگر ترجیح می‌دهد. ممکن است به مامان بچسبد و بابا را براند یا ممکن است طوری رفتار کند که بابا شهروند درجۀ یک است و مامان شهروند درجۀ دو.

وقتی چنین شرایطی پیش می‌آید وضعیت برای هر دو والد سخت می‌شود. اگر کودک دو ساله بخواهد که همیشه مامان به مراقبت از او بپردازد و دخالت بابا را رد کند، ممکن است باری که بر دوش مامان است بیش‌ازحد سنگین بشود. از طرفی، ممکن است نتواند در برابر تقاضای فرزندش برای کمک یا نوازش مقاومت کند، به‌خصوص اگر کودک از کمک‌های بابا ناراحت شود.

بعضی از دو ساله‌ها، بابا را به مامان ترجیح می‌دهند و هنگامی‌که مامان تلاش می‌کند از آن‌ها مراقبت یا با آن‌ها بازی کند او را پس می‌زنند. اگر مامان از همان ابتدا مراقبت از فرزند خود را بر عهده داشته، ممکن است احساس کند از کارهای سختی که در سال‌های اول زندگی کودک خود انجام داده است، اکنون قدردانی نمی‌شود.

اگر بیرون از خانه هم شاغل باشد ممکن است فکر کند به علت غیبت‌های طولانی روزانه، فرزندش دیگر او را نمی‌خواهد. برای بیشتر والدین این‌گونه طرد شدن بسیار دردناک است.

طبیعی است از اینکه فرزندتان، همسر شما را به شما ترجیح می‌دهد ناراحت شوید، اما لازم است بدانید که این رفتار یک مرحله از رشد طبیعی کودک را تشکیل می‌دهد. اگر هنگامی‌که فرزندتان چنین می‌کند ناراحت شوید، ممکن است کودک در واکنش به ناراحتی شما، کار خود را تشدید کند.

بهترین رویکردی که می‌توانید برگزینید این است که قبول کنید وقتی هر دو والد حضور دارند، والد منتخب نقش فعال‌تر را بر عهده بگیرد و والد دیگر، به هر ترتیبی که بتواند به والد منتخب کمک کند. درعین‌حال والد منتخب باید تلاش کند کودک را به‌طور منظم با والد دیگر تنها بگذارد، حتی اگر کودک اعتراض کند.

والدینی که از این رویکرد استفاده کرده‌اند، می‌بینند وقتی کودک قدرت انتخاب خود را از دست می‌دهد، خود را به‌سرعت تطبیق می‌دهد. البته وقتی والد منتخب برمی‌گردد، ممکن است کودک طوری رفتار کند که گویی از یک جزیرۀ متروکه نجات پیداکرده است.

یکی از مشکلاتی که عموماً در طول سال دوم زندگی کودک ایجاد می‌شود کمبود وقت است. اغلب والدین چنان با مسئولیت‌های دیگر خود سرگرم‌اند که به‌سادگی غرق کارهای خود می‌شوند. 

وقتی والدین خسته هستند یا تحت تنش قرار می‌گیرند در بسیاری از اوقات، زمانی را که صرف فرزند کوچک خود می‌کنند، کاهش می‌دهند. ممکن است کودک را برای ساعات بیشتری نزد پرستار یا در مهدکودک بگذارند یا ممکن است در منزل ساعات بیشتری را صرف تماس‌های تلفنی یا انجام کارهای خانه بکنند.

ممکن است به کودک بگویند که می‌خواهند به پارک بروند اما سر راه چند مورد از کارهای خود را انجام دهند. متأسفانه کودک دو ساله نسبت به نیاز والدینش برای انجام دادن کارهای دیگر، احساس همدردی نمی‌کند. 

گرچه کمی بزرگ‌شده است و می‌تواند بیاموزد قبل از اینکه به او توجه کنند، کمی صبر کند، اما اگر احساس کند سر والدینش شلوغ‌تر از آن است که بتوانند برای او وقت بگذارند، واکنشی منفی از خود نشان می‌دهد و بسته به شخصیت و سبک‌مزاجی‌اش ممکن است خشمگین شود، کارهایی انجام دهد که شما را عصبی کند یا به‌آرامی تسلیم شود.

اگر احساس می‌کنید زندگی‌تان گاهی بیش‌ازحد پرمشغله می‌شود، لحظه‌ای وقت بگذارید و ساعاتی را که صرف کارهای مختلف می‌کنید جمع بزنید: کار، خواب، آشپزی، نظافت، خرید، رفت‌وآمد و کارهای عادی مراقبت از کودک.

آیا روزانه وقتی را در نظر گرفته‌اید که تمام توجه خود را به او بدهید یا حواستان بیشتر اوقات پرت می‌شود؟ از دید فرزندتان به زندگی روزمرۀ خود بنگرید. آیا به نظر شما فرزندتان می‌داند که از بودن با او واقعاً لذت می‌برید؟  

ممکن است با پاسخی که به این پرسش‌ها می‌دهید بخواهید در نحوۀ گذران وقت خود تجدید نظر کنید. گاهی از اوقات کارهایی که از نظر ما مهم هستند، آن‌قدر هم حیاتی نیستند. یکی از والدینی که تصمیم گرفت برای دختر کوچک خود وقت بیشتری بگذارد گفت: دیدم آخر شب، پیش خود نمی‌گویم ای کاش ساعات بیشتری را در دفتر کار مانده بودم.

هنگامی‌که با همسرتان برنامۀ زمانی خود را مرور می‌کنید و زمانی را که با فرزند خود می‌گذرانید بررسی می‌کنید. به زمانی که به‌تنهایی با همدیگر می‌گذرانید نیز توجه کنید.

شاید متناقض به نظر برسد اما فرزندتان همان‌قدر که نیاز دارد با شما وقت بگذراند، نیاز دارد ببیند شما نیز با هم اوقات مشترکی را می‌گذرانید. او با این کار معنی داشتن شریک زندگی را می‌آموزد که افراد متأهل چگونه با هم رفتار می‌کنند.

اگر شما را تنها در نقش والدین خود ببیند، تنها بخشی از زندگی خانوادگی را می‌آموزد. گرچه حفظ سلامت روابط دو نفری شما وقت می‌برد اما پیدا کردن راهی برای آن ارزش دارد. بعضی از زوجین هفته‌ای یک‌بار باهم بیرون می‌روند، بعضی نیز به ماهی یک‌بار رضایت می‌دهند.

جمع آوری گروه سلامت راگامگ /منبع برترینها